|
آب
آمــده کـوخــرد مـــا ، ویـران شـده خـاک سـیاه |
|
قهر
خــــدای آمـد به ما ، یارب ببین کوخرد ما |
|
بـیـن
جـمـادی ورجـب ، نـازل شــده بـرمـا غـضـب |
|
از
حـکـم تو بـــرما تعب، یارب ببین کوخرد ما |
|
تاریخ
آن جیـم ویکم ، تاریـخ ســال چـهار صد ویکم |
|
الفش
دگـر برتون اگم ، یــارب ببین کوخـرد ما |
|
سی
خانه را ویران شده، قهرش به مـــا نــازل شده |
|
کارهای
ما باطل شـد ، یـــارب ببین کوخـرد ما |
|
آب
آمـده از روی قهـر ، ریـزان شـده بـرفـرق سـر |
|
طـفـلان آواره از پـدر، یارب ببیـن کـوخـرد ما |
|
از حـالت سـخـتـی دگـر
، شهر جـــناح
شـد باخـبـر |
|
آمــد
پَتُـو و بـا چَـدِر، یـارب ببـیـن کـوخـرد ما |
|
آب
سـیاه از آسـمان ، قــــهرش بـه مــــا گشته بیان |
|
تقصیر
مـال گمـرهـان ، یارب ببین کـوخـرد ما |