www.IRANTAMADON.com

 

محیا

 

محیا فرزند سید محی الدین که نام کامل وی : ( سید محی‌الدین بن تاج‌الدین منصور بن قطب‌الدین حیدر گلباران بن شرف‌الدین موسی بن تاج‌الدین منصور بن قطب‌الدین حیدر بن شرف‌الدین موسی بن قطب‌الدین صالح بن سید کامل پیر بن سید محمد عمر سیف الله القتال ، متخلص به «محیا»(محیی) و به‌قول سام‌میرزا از شاگردان علامه دوانی بود . محیی در عروض و علو سلیقه و صفای خاطر قرینه بابافقانی است . در تحفه سامی از او آمده ‌است :
 

ندانمت که چنین ساخت بدگمان با من

 

که تند می‌شوی از هیچ هرزمان با من

به هــر که آن مه بدخو به گفتگو آمد

 

بـــــود کنایه طبعش در آن میان با من

بــرای مصلحتی دوش گفته‌ام سخنی

 

سخن نمی‌کند امـــــروز بهر آن با من

محیا شاعر خوش قریحه جنوب در روستای عمادالقریه عماده ده یا به گویش محلی «میده» از محلات هفتگانه لار دیده به جهان گشود . دوران کودکی را در زادگاه خود پشت سر گذاشت و به استناد تذکره آتشکده آذر ، در سال ۹۳۳ هجری قمری در شیراز درگذشت . این بیت را از او نقل کرده ‌است :

دوست جای دیگر و من مانده‌ام در کوی دوست

 

کز در و دیوار کوی دوست آید بوی دوست

آثار وی :

احمد امین رازی در تذکره هفت اقلیم آورده ‌است که محیی در جوانی به زیارت حج رفته و پس از مراجعت ، مشاهدات خود را در منظومه عرفانی فتوح‌الحرمین بر وزن مخزن‌الاسرار نظامی به نظم کشیده ‌است . او پس از چندی راهی گجرات هند شد ، آن منظومه را به سلطان مظفربن محمودشاه اهدا کرد و صدهزار سکندری دریافت داشت . محیی شرحی بر تائیه ابن فارض مصری نگاشته‌ است . در زیر ابیاتی از کتاب فتوح‌الحرمین آمده ‌است :

بود شبی همچو ســــــر زلف یار

 

مشک ‌فشان همچو نسیم بـــهار

یافته جان کــــام زمقصود خویش

 

شکر کنان بر در معبود خویش

ناگهم اندیشه گـــــــــریبان گرفت

 

تا سحرم فکر رگ جان گرفت

حیرت بسیار مـــــــــرا رو نمود

 

بوالعجبی‌های خــــــــیالم فزود

نکته در این گردش پرگار چیست

 

باعث این گرمی بازار چیست؟

عقل که مـــــــانده پس دیوار دین

 

کی شود آگاه زاســـــــرار این

چون‌که فتوح دل و جان شد سبب

 

کــــــــرد فتوح ‌الحرمینش لقب

در کتاب تحفة الراغبین :

نویسنده کتاب «تحفة الراغبین» ، سید نعمت‌الله جزایری در صفحه ۱۹۴ کتاب ذیل شرح حال سید محیا چنین می‌نویسد : ( و از سید تاج‌الدین‌ بن قطب‌الدین حیدر گلباران جناب اقدس سید محیا شاعر متولد شد ) . واضافه می‌کند : ( جناب اقدس شهباز صورت معنی سید محیا شاعرابن تاج‌الدین منصوربن سید قطب‌الدین حیدر گلباران بن شرف‌الدین موسی ‌بن سید تاج‌الدین منصور بن سید قطب‌الدین حیدر بن سید شرف‌الدین موسی‌ بن سید کمال‌الدین صالح ‌بن سید تاج‌الدین منصور بن سید کمال‌الدین صالح ‌بن سید فخرالدین کامل پیر معنی «قدس سره شریف» مدفن کال ) . سید محی‌الدین که از این به بعد او را با تخلصش (سید محیا) معرفی می‌کنیم از تاریخ تولدش اطلاع دقیقی در دست نیست . آنچه مسلم است سید محیا دوران طفولیت را در زادگاهش و در مجاورت خانواده و کنار بارگاه جد بزرگوارش حضرت قتال به آموزش قرآن وعلوم دینی در مذهب امام شافعی پرداخته ‌است ، سپس به روستای کال از محلات هفتگانه لار آن زمان ، که بعداً از توابع منطقه فرامرزان بخش بستک می‌شود و بعد از اجرای تقسیمات جدید کشوری از توابع بخش اشکنان شهرستان لامرد ، مهاجرت نموده وآموزش دینی و زبان عربی خود را در خدمت سادات ومشایخ آن سامان تکمیل نموده ‌است . محیی مخصوصاً از محضر شیخ عبادالله انصار یکی از مشایخ بزرگ منطقه که سید نسبت به ایشان ارادات خاصی داشته‌اند ، بهره‌ها برده‌است . دوران حیات شاعر را می‌توان بین سالهای ۱۰۰۵ یا ۱۰۱۰ تا سالهای ۱۰۹۸ و ۱۱۰۰ هجری قمری دانست ، آن طور که خود می‌گوید :

خوش است آب وهوای بنگربیخ

 

کباب پازنانم بــــرســــر سیخ

شکار افکند «محیا» بــــارفیقان

 

به سّتِ و اربعین والف تاریخ

تنها سند تاریخ زندگی شاعر همین دوبیت شعر است ، که به حساب جمل برابر با سال ۱۰۴۶ هجری قمری است که دوران جوانی شاعر را نشان می‌دهد واین سال تقریباً مقارن است با ایامی که بندر عباس توسط شاه عباس فتح گردید و پرتقالی‌ها از بندرعباس رانده شدند ونام بندرعباس از «جرون» و «گمبرو» و بندر گامبرون به بندرعباس تغییر یافت .

اولین تحقیق جامع در مورد وی :

اولین اثری که در مورد محیا چاپ شده‌است ، کتابی است تحت عنوان «محیا شاعری از جنوب» توسط نویسندهٔ نام آشنای هرمزگان آقای استاد احمد حبیبی در سال ۱۳۷۰ و چاپ دوم ۱۳۷۷ .

محیا در آستانه سید کامل پیر :

سید محیا پس از مطالعات عمیق در مسائل دینی وعرفانی یکی از عرفای بنام منطقه می‌شود و مدتی تولیت آستانه جد بزرگوارش یعنی سید کامل پیر در روستای کال را بعهده می‌گیرد ، آنطور که خود می‌گوید :

منم محیا که از نســــــــل علیّم

 

غلام خـــــــاص قتال ولیّم

زحشر ونشر محیا گشته فارغ

 

که شیخ آســــــــتان کاملیّم

سپس به پیروی از سیره سلف الصالح راه غربت و مسافرت را انتخاب نموده ومدت دوازه سال در شهرها وروستاهای داخل وخارج به سیر وسیاحت می‌پردازد ورنج غربت را اینچنین در اشعارش بیان می‌فرماید :

بهرجا رفته‌ام مثل وطن نیست

 

غریبی همچو من در انجمن نیست

دو و ده بار سیلان کرده محیا

 

ستاره سوخته‌ای مـــانند من نیست

اگر شیخ اجلّ سعدی شیرازی رحمةالله علیه چهل‌سال به سیر و سیاحت پرداخت و ناصر خسرو بیست و سه‌سال ، سید محیا هم به مدت دوازده‌ سال در غربت به سیر و سیاحت سپری کرد و تجربه‌ها آموخت . اشعار محیی متأثر از سیر و سفرهای فراوان اوست و بیشتر آن‌ها را در سفر و حذر سروده‌است . سید محیا علاوه بر گردش در شهرها وروستاها وبنادر خلیج فارس و دریای عمان ، به شهرهای جنوبی ایران مانند : شیراز ، کرمان ، مکران و بلوچستان مسافرت نموده و با لنج‌های (کشتی‌های) بادبانی از طریق بنادر جنوبی به هند و بغداد و بصره مسافرت نموده ‌است . زیارت خانه خدا وتشرف به بیت‌المقدس از زمره سفرهای زیارتی او است . سید محیا ضمن گذر از حاشیه روستاهای جنوب ، وارد روستای لمزان ، یکی از روستاهای حومه بندر لنگه در هفتاد کیلومتری غرب بندر خمیر ، شده و بر روی ستون‌ مسجد این روستا با خط خود این بیت شعر را یادداشت می‌کند :

غریب شهر شمایم وزین وطن رفتم

 

محله باتو سپردم کــــوچه و بازار

زمانی‌ نیز در بندر نخیلوه از توابع بندر لنگه اقامت گزیده و شعری به مضمون زیر می‌سراید :

مـــــــه من ماه من ماهینه من

 

شه من شاه من شاهینه من

به صحرای نخیلوه خفته محیا

 

غـــــبار آورد دل آئینه من

پس از چندی سید محیا به وطن بازگشته و تولیت بارگاه جدش یعنی سید کامل پیر را به عهده می‌گیرد . براساس یکی از آداب و رسوم دینی و باورهای مذهبی ، پس از احداث مسجد ، آب‌انبار ، کاروانسرا و برکه ، بخشی از ساختمان را تا زمانی که بانی آن در قید حیات می‌باشد ، ناتمام رها می‌کنند چون معتقدند که تکمیل آثار و ابنیه فوق‌الذکر به مفهوم تکامل زندگی ، عمر پربرکت ، آرزوهای به واقعیت پیوسته و گناهان  بخشوده ، تلقی می‌شود و در این مقطع از زندگی ، الطاف باریتعالی شامل حالش شده و پیش از آن‌که گناه جدیدی مرتکب شود ملک‌الموت را به قبض روحش مأمور می‌نماید . سید محیا نیز در زمان حیات خود به تجدید بنای مرقد مطهر جد بزرگوارش سید کامل پیر پرداخته اما به تجدید و تکمیل بنای مسجد ، صُفّه ، حوض و وضوخانه نمی‌پردازد . از کارهای دیگر عمرانی و خیریه محیی ، احداث آب‌انبار «لرد محیا» ، در نه کیلومتری روستای انوه از توابع شهرستان بستک در استان هرمزگان ، است . سید محیا دارای سه پسر بنام‌های سیدمحمد و سیدعامر و سیدحسن بوده‌ که بیشتر نوادگان او از نسل سیدمحمد است .

پایگاه ایران تمدن