جلال در سال 1302 در خانواده روحانی به دنیا آمد . دبستان را که به پایان رساند ، پدرش دیگر اجازه درس خواندن را به او نداد و او ناچار به سمت بازار کار رفت ، تا اینکه پنهانی در کلاسهای دارالفنون ثبت نام کرد . روزها به کار سیم کشی برق و ساعت سازی مشغول بود و شبها درس می خواند . در سالهای آخر دبیرستان با حزب توده آشنا شد و با دوستان و همفکرانش به برگزاری میتینگ ها و جلساتی در این زمینه پرداخت . با درآمدی که از کار بدست آورده بود ، دبیرستان را به پایان رساند و وارد دانشکده ادبیات (دانشسرای عالی) شد . دانشگاه را که به پایان رساند ، به شغل معلمی مشغول شد . در این زمان به طور جدی وارد حزب توده شد و از یک عضو ساده به عضویت کمیته حزبی تهران رسید و نماینده کنگره شد . در این مدت در مجله های زیادی قلم می زد . آلاحمد در ۱۳۲۷ در اتوبوس اصفهان به تهران با سیمین دانشور، مترجم و داستاننویس، آشنا شد و در ۱۳۲۹ با وی ازدواج کرد. پدر آلاحمد با ازدواج او با دانشور مخالف بود و در روز عقد به قم رفت و سالها به خانه آنها پا نگذاشت . در سال 41 کتاب معروف غرب زدگی را به رشته تحریر درآورد که نقطه عطفی در نوشته های وی به شمار می آید. چند مقاله از این کتاب در (کیهان ماه ) چاپ شد که موجب توقیف این نشریه شد . وی در سال 1343 برای سفر حج به مکه رفت.پیش از این سفر در ملاقاتی که با آیت الله خمینی داشت با وی آشنا شده بود(ماهنامه سوره،شماره یازدهم،گفتگو با شمس آل احمد) و کتاب غرب زدگی مورد توجه آیت الله خمینی قرار گرفته بود . آل احمد از سفر حج نامه ای برای آیت الله خمینی ارسال کرد که بعدها ساواک این نامه را در منزل آیت الله خمینی پیدا کرد . جلال آل احمد در این نامه به شخص آیت الله خمینی اظهار اردت کرده بود . وي در 18 شهريور 1348 در اسالم گيلان درگذشت . پس از مرگ نابهنگام آلاحمد، جنازه ی وی سریع تشییع شد و دفن شد. که باعث ایجاد شایعاتی درباره ی سربهنیست شدن احتمالی او شد. همسر وی، سیمین دانشور این شایعات را تکذیب کرده است (گلشیری، ص 10) . جلال نویسنده ای است که در اکثر زمینه های ادبیات به نوشتن پرداخت : در زمینه داستان : ( دید و بازدید ، از رنجی که می بریم ، سه تار ، زن زیادی ، نون و قلم و...... ) در زمینه مقالات : ( هفت مقاله ، غرب زدگی ، ارزیابی شتابزده و ..... ) در زمینه سفر و سفرنامه : ( اورازان ، تات نشین های بلوک زهرا ، خسی در میقات ، سفر نامه شوروی و ...... ) در عرصه نمایشنامه : ( تفاهم از آلبر کامو ، دستهای آلوده و....... ) در عرصه ترجمه : ( قمارباز از داستایوسکی ، بیگانه از آلبر کامو و ..... )
از جلال نوشتن و گفتن بسی سخت و دشوار است ، چرا که وی رسولی توفنده و
کوشنده و مبارز بود . نوسنده ای که هرگز از طعن و لعن ها سنگر مبارزه را
خالی نکرد و به خاطر عشق به اصالت انسان و فرهنگ قلم زد . احمد شاملو در وصف این بزرگمرد می گوید :
قناعت وار ، تکیده بود . پایگاه ایران تمدن |